تسوید: سياه کردن . (تاج المصادر بيهقي ) . سياه کردن و کنايه از نوشتن . (غياث اللغات ) . رنگ چيزي راسياه گردانيدن . (از المنجد)

Monday

جسم کتاب

دارم کتاب جدیدی میخوانم. کتابی به شمارگان 2200 جلد. 2200 جلد کتاب همسان و همقطع. چه چیزی کتاب من را از آن 2200 " تا" ی دیگر متمایز میکند؟ شاید تای ظریف کاغذ در صفحه 29 یا به هم چسبیدگی صفحات 78 تا 80 یا خراشیدگی چاپخانه ای، یا کاه جا مانده در آخرین صفحه. درست در اولین مواجهه با این کسر ِکمال است که تجسد آن 1/2200 بودن کتاب برای من از میان میرود و آنگاه میتوانم به متن آن کتاب (داستان،جستار،شعر) وارد شوم.نمی دانم ،  انگار آن تجسد همسان کتاب با 2200 "تای" دیگر باعث میشود که فرق متن با متون  دیگر نیز برایم غیر قابل تمایز باشد.هیچ گاه هنگام خریدن کتاب صحت آن را بررسی نمیکنم، برایم جذاب است که حین مواجهه دستگیرم شود مقاومت این کتاب تا کجاست. برای کتاب هایی که از دیگران میگیرم، جسم کتاب سویه دیگری هم دارد. در اولین لحظه که کتاب به دستم میرسد آن را" بو" میکنم. زمان و فضا ی که صاحب آن کتاب را خوانده از طریق مولکولهای حاوی بو در جسم کتاب مینشینند و تجسد کتاب را از بین میبرند. بوی چوب شور، سیگار، اسانس عود، عطر،خوشبوکننده توالت، عرق سرد دست و .. بارها پیش آمده که کتابی را که یک بار خوانده ام، بار دیگری جلد دیگری اش را بخوانم. گاهی فکر میکنم آن جهان دیگری که در هر کتاب وجود دارد نه در متن کتاب که در جسم کتاب پنهان است یا لا اقل از جسم کتاب آغاز میشود.



پ ن : این کتاب را پیشتر روی نت خوانده بود. امروز که جسمش بر من است، میتوانم درک کنم که روی نت گذاشتنش، تجاوزی عظیم  است به ظرافتش ، ظرافت جوجه تیغی ش




 

4 نظرات:

افشار گفت...

منتظرم عوض شون کنیم من مال خودم رو تموم کردم

ر. رحیمی گفت...

دقیقن همین طور است :
**************
گاهی فکر میکنم آن جهان دیگری که در هر کتاب وجود دارد نه در متن کتاب که در جسم کتاب پنهان است یا لا اقل از جسم کتاب آغاز میشود.
***************
چه خوب اشاره کردید

hamede گفت...

کتابم مثل سازه,باید بوی حالو هواشو داشته باشه . تا آدمو همراه کنه

Adeleh گفت...

عالی بود
:)